Earthquake in Azerbaijan 2012

یک سال گذشت…
چه به آرامی و بی صدا!
یادمه تازه از مشهد رسیده بودم که شنیدم تبریز زلزله اومده! کوله سفر مشهد رو باز نکرده بودم که راهی تبریز شدم.
روز های خاصی بود، با تجربه ای خاص و آشنایی به دوستان خاص.
هیچ وقت آن روزها را فراموش نمیکنم.
هیچ وقت روز تشیع جناز رو فراموش نمیکنم.
هیچ وقت ناله مادر درفراق فرزند فراموش نخواهم نکرد.
اگر بگویم گه گاه خابشان را میبینم دروغ نگفته ام.

آن روزها با دوستانی خوب و مهربان همراه بودم: علی گرامیفر، مهدیه میرحبیبی، سهند رشیدی،

امیدوارم همیشه در سرزمینم شادی باشد….

Welcoming Ramadan

 اثري ماندگار، بي بديل و تكرار نشدني در تاريخ موسيقي ايران زمين، مناجات زیبا و خاطره انگیز ربنا و اين دهان بستي دهاني باز شد

 «این دهان بستی دهانی باز شد» که بیشتر با نام مثنوی افشاری شناخته می‌شود، آوازی است برای ماه رمضان با صدای محمدرضا شجریان و در آواز افشاری. اشعار این اثر، از میان ابیات دفتر اول، سوم و پنجم مثنوی مولانا انتخاب شده‌اند. نغمه مثنوی، به سبکی خاص در افشاری نواخته می‌شود که مثنوی پیچ هم نامیده می‌شود و علت آن چرخش‌های تحریری است که در ۴ نوبت در درآمد و فرود آواز صورت می‌گیرد.

این دهان ب‍‍ستی دهان‍‍ی باز ش‍‍د
تا خورن‍‍دهٔ لق‍‍مه‌های راز ش‍‍د
لب فروب‍‍ند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی ک‍‍ن شتاب
گر تو ای‍‍ن ان‍‍بان ز نان خالی کن‍‍ی
پر ز گوهرهای اج‍‍لالی کن‍‍ی
طفل جان از شیر شی‍‍طان باز ک‍‍ن
بعد از آن‍‍ش با مل‍‍ک انباز ک‍‍ن
چ‍‍ند خوردی چرب و شی‍‍ری‍‍ن از طعام
امتحان ک‍‍ن چ‍‍ند روزی در صیام
چ‍‍ند شب‌ها خواب را گ‍‍شت‍‍ی اسی‍‍ر
یک شب‍‍ی بی‍‍دار ش‍‍و دول‍‍ت بگی‍‍ر

همه از خداییم به سوی خدا برویم

.

 دانلود خوانِ آسمانی، مناجات رمضان با صدای استاد شجریان با کیفیت 320

Goodbye

  GOODBYE سیاست عرصه همراه کردن اراده­ ها و همسو کردن انگیزه ­هاست. قالیباف در تمام فعالیت­های تبلیغی خود صرفا خود را برجسته کرده است و هیچ کس از تیم همراه وی خبر نداشت. همه می­دانند که شخصیت فردی یک نامزد ریاست جمهوری مهم است اما مردمِ دانش آموخته، نیم­نگاهی به افراد همراه وی نیز دارند. همه می­خواهند بدانند که اگر وی بر سر کار آید با چه کسانی فعالیت خواهد کرد. قالیباف برای پاسخ به این سوالات هیچ پاسخی نداشت. قالیباف در هشت سال فعالیت شهرداری خود تلاش نکرد تا معاونین خود را برجسته کرده و به عنوان شخصیت­های مطرح به جامعه معرفی کند بلکه همه افتخارات ایجاد شده را خود مصادره کرد در حالیکه عملکرد شهرداری نیز محصول یک فعالیت جمعی بود.

قالیباف مشی خود را بر این اساس تنظیم کرده بود که بخش اصلی جامعه هویت سیاسی اصلاح طلب یا اصولگرا ندارد و وی می­ تواند با اتکا به آنها پیشرو باشد. این تحلیل تا حدودی درست است و پیش بودن وی تا یک هفته پایانی دال بر صحت این دیدگاه بود. اما این تحلیل تا جایی درست است که انتخابات چند قطبی باشد. وقتی انتخابات دو قطبی می­ شود توده میانی به یکی از دو سمت متمایل می­ شوند. در واقع تا وقتی انتخابات چند قطبی بود قالیباف در پیش بود اما وقتی انتخابات دو قطبی شد وی بازنده گردید چون جمعیت زیادی در وسط باقی نماند.

عکسی که آن را مشاهده می کنیم اثری ست از میثم مکارمی نیا. آنرا فردای رای گیری، حدود ساعت 14 روز شنبه 25 خردادماه 1392 در ستاد انتخاباتی قالیباف، خیابان وصال شیرازی روبروی دانشگاه تهران عکاسی کرده است.

این عکس؛ از نظر کمپوزیسیون؛ کمک زیادی به ارتباط معنایی عکس و شخصیتی که ما از قالیباف می شناسیم، کرده. در فرهنگ ما، چون از راست به چپ می نویسیم تصاویر را هم از راست به چپ می بینیم. حال باید این سه قاب را از راست به چپ بخوانیم یا از چپ به راست؟ آیا تفاوتی دارد؟ از راست به چپ و یا برعکس خواندنِ عکس تفاوتِ معنایی بسیار عمده یی با یکدیگر دارند. من آن را از چپ به راست خواندم. همانطور که پیش تر نیز اشاره شد؛ فرهنگ غرب بر چپ نویسی ست و در همین فرهنگ از راست به چپ خواندن عکس، پذیرش ِ شکست است. این عکس در فرهنگ ما عکاسی شده، پس من هم آن را از چپ به راست خواندم. مردی که خود را در انتهای خط می بیند.

به چند نکته که در ترکیب بندی ظاهری عکس و در نگاه اول، توجه را به خود جلب می کند، اشاره می کنم:

1-     قاب بندی افقی کشیده: عکاس هنگامی که در کمپوزیسیون خود؛  قاب مستطیل افقی کشیده و کم عرض را  انتخاب کند، بیشتر به معنی سکون بکار برده می شود. به این ترتیب؛ انتخاب این ترکیب، احساس سکون و آرامش را تداعی می کند. آرامشی که در بازار داغ انتخابات فقط یک معنی می تواند داشته باشد و آن اینکه؛ هیچ اتفاقی برای این کاندیدا رخ نخواهد داد.

2-       قاب در قاب: تصویر به سه قسمت نسبتا مساوی تقسیم شده، سه قاب مستطیل عمودی.

الف) قاب سمت چپ: قابی که یک طرف آن از کادر خارج شده و کمی کج است، انگار درحال سقوط است، پوستری از قالیباف که در آن تریبون، زبان به حقیقت گشوده است، قالیباف در آن حالتی نسبتا ناراحت برخود گرفته و سکوت اختیار کرده است. انعکاس خطوط کرکره بر کل قاب و تنش ایجاد شده توسط کرکره که به میله های زندان می ماند. تمامی این عوامل دست در دست هم داده اند تا فقط یک مفهوم را به مخاطب القاء کند و آن شکست کاندیدا در انتخابات پیش رو است.

قالیباف با استفاده از عبارت «بسیجی ام» و عکس یک بسیجی در پسزمینه پوستر (که ظاهرا جوانی قالیباف است)، می خواست بيننده را وادار به قياس این صحنه‌ کندكه وی در صحنه مديريت همان اندازه وفادار است كه در صحنه جنگ. وی تصور می کرد که عدم حمایت اقشار مذهبی در انتخابات سال 1384 موجب شکست وی شد و کافی است تا این بار با چنین موضع­گیری­ هایی آنها را همراه خود سازد تا پیروز شود در حالیکه این تصاویر با شخصیت میانه­ رو و معتدل وی به خوبی منطبق نبود. قالیباف خودش نبود و تصویری که ارائه داد از دید رای دهندگان صادقانه ارزیابی نمی شد و به همین دلیل نه تنها بخش مذهبی جامعه را جذب نکرد بلکه بخش خاکستری و میانه جامعه را نیز  در حمایت از وی به تردید انداخت.

ب) قاب وسط: قاب وسط نسبتا قابل تحمل تر است. شاید این چند عکس بودن، و همین طور چند قاب بودن به ابعاد دیگر قالیباف هم اشاره کرده باشد، از این باب که ایشان در کارنامه خود در شهرداری تهران، پروژه های مهمی را به انجام رسانده اند. دو چهره از قالیباف می بینیم، آن جا که باید شاد باشد چنان است که گویی نیست. و آن جا که تبسمی بر لب دارد، تنها مانده.

پ) قاب سمت راست: آن چه با کلیت اثر در تضاد است «تکه یی از دست» است. دستی که به قاب تکیه کرده یا بهتر است بگوییم پشت کرده، تلویزیون را تماشا می کند. این فریب عکس است. دستِ فریبکار ما را گمراه می کند. تکه ی دست، بر ما چیره شده، همچون تیغی بر چشم، نظامِ منظم و یکدست را برهم می زند و با ابهام خود بیننده را گیج می کند. صاحب دست، سیاه پوش کیست؟ تنهاست؟ توی اتاقِ خلوت و خالی پناه گرفته؟ چرا به همه چیز  پشت کرده؟

در تلویزیونی که مشخص نیست چه چیزی نشان داده می شود، قالیباف به سوال های ذهنی مردم و رای دهندگان نپرداخت. اقشاری که سانسور می شوند را در فیلم هایش نیاورده بود. مقوله آزادی را جدی نگرفت. وی با تحریمی ها سخن نگفت. به همان اندازه که تلاش کرد اصول گرایان را جذب کند تلاش نکرد اصلاح طلبان را به سمت خود بکشاند. و در نهایت تصویری که از وی در میان مردم درست شد، تصویری تارگونه بود.

نقد عکس، اثر میثم مکارمی نیا

نویسنده: رحمان مجرد

The sea

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
.
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که بازبینیم دیدار آشنا را
.
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را
.
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
.
* حافظ
—-
گر جان عاشق دم زند آتش در اين عالم زند
وين عالم بي اصل را چون ذره ها برهم زند
.
عالم همه دريا شود دريا ز هيبت لا شود
آدم نماند و آدمي گر خويش با آدم زند
.
*مولانا جلال‌الدین محمد بلخی
MG_42721.jpg

 

.
یکی از زیباترین موسیقی هایی هست که تا به حال گوش دادم.

Defeated in election

دیروز به چند ستاد آقای قالیباف سر زدیم
قیافه ها دیدنی بود، ناراحتی و غم و شکست سخت در چهره آن ها کاملا دیده و حس میشد
یک نکته که برایم خیلی جالب بود، امیدواری آن ها بود که به دور دوم کشیده شود.
اما امیدهایشان نا امید شد.

GOODBYE

Win Celebrations in Iran – Tehran

دیشب تنها شبی بود که هیچ کس از ترافیک همدلی گله نکرد.

دیشب هیچ مامور و لباس شخصی به خود اجازه دخالت در شادی مردم را نداد

دیشب دستنبند های سبز گل ارغوان دادند.

دیشب انگشت های رنگین به دست های افراشته تبدیل شدند.

دیشب همه آماده بوند.

 

 

iran

ای خطه ی ایران مهین ای وطن من
ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من

دور از تو گل و لاله و سرو و سمنم نیست
ای باغ و گل و لاله و سرو و سمن من

تا هست کنار تو پر از لشکر دشمن
هرگز نشود خالی از دل محن من

دردا و دریغا که چنان گشتی بی برگ
کز بافته ی خویش نداری کفن من

امروز همی گویم با محنت بسیار
دردا و دریغا وطن من، وطن من