close to exhilaration

One must close the books
and set out to wander along the path of time

One must observe the flowers
and acknowledge obscurity
One must run to the very edge of existence
One must be annihilated by the fragrance of ground dust…
and arrive at the confluence of tree and God
One must take a seat

close to exhilaration,
amidst rapture and revelation

باید کتاب را بست
باید بلند شد
در امتداد وقت قدم زد،

گل را نگاه کرد،
ابهام را شنید
باید دوید تا ته بودن
باید به بوی خاک فنا رفت
باید به ملتقای درخت و خدا رسید

باید نشست
نزدیک انبساط جایی میان بیخودی و کشف…

 

سهراب سپهری – Sohrab Sepehri

 

۲ دیدگاه

  1. من

    خیلی خوب بود …

  2. اسدآقا

    مطالب جالب و خوبی داشتید در مورد بابا. نمیدانستم 4سال است برروی یک کتاب کار میکند.ممنون

دیدگاهی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.