مثل هر روز و روز های دیگه که عاشق کارم هستم پشت میزم نشستم و مثل عادت همیشگی، همیشه باید یا حداقل یک روز جلوتر بود. برنامه هایی که باید در تایم مشخص و زمان مشخص پخش خواهدشد و تو مجبور هستی قبل از رسیدن زمان موعد برنامه رو آماده کنی. بعضی وقت ها لذت بخش هست و بعضی وقت های دیگه نه! عذاب علیم!
حدودا اگه از امروز بخواهیم حساب کنیم 25 روز مونده به ایام دهه فجر و من تقریبا از 5 روز پیش به استقبال این ایام رفته ام! و خیل کارهایی که باید تا اون روز آماده برای پخش بشن. در ایام دهه فجر به استقبال عید خواهم رفت! و در ایام عید …..!
همیشه جلوتر از زمان واقعی حرکت میکنی و همیشه دغدغه رسیدن داری بدون آن که متوجه بشی زمان رو از دست دادی!
همیشه جلوتر بودن و پیشرو بودن باعث میشه از خیلی چیز ها عقب بمونی.

چاره نیست باید تحمل کرد تا شاید…!
((همیشه جلوتر بودن و پیشرو بودن باعث میشه از خیلی چیز ها عقب بمونی))
این جمله از زیباترین و در عین حال تامل برانگیزترین جملاتی بود که میتونستم در این هفته ی سرد زمستانی بشنوم یا بخونم.
با پرنده هایی که گویا در راه رسیدن بجایی هستند که نمیدانند کجاست، خوب نشسته و تقریبا با این جمله همخونی داره. این نظر بنده است و دیگران ممکنه کاملش کنند یا رد. به هر حال من اینجوری ارتباط برقرار کردم.
موفق باشی
ممنون آیدین جان
پرنده ها آزاد و رها هستند، بعضی وقت ها خیلی دوست دارم خودم را از این قید و بندهایی که به دور خودم تنیدم رها بشم.
رهایی را از ته دلم حس کنم