Category Archives: وبلاگ

My friend

دیروز قسمتی از آسمان بودی

امروز ذره‌ای از خاک
به سرنوشت آدم‌ها دچار شدی دوست من!
کوچک شدی
به پهنه‌ی این تیرگی
مواظب باش گم نشوی!
که تیرگی ادامه‌ی طبیعی آبی‌ها نیست.**رسول یونان

 

MY FRIEND

MY FRIEND

Conquerors

ما
فاتحان قلعه های فخر تاریخیم
شاهدان شهرهای شوکت هر قرن
ما

یادگار عصمت غمگین اعصاریم
ما
راویان قصه های شاد و شیرینیم
قصه های آسمان پاک
ما
فاتحان شهرهای رفته بر بادیم
با صدایی ناتوانتر زانکه بیرون اید از سینه
راویان قصه های رفته از یادیم

مهدی اخوان ثالث

 

Hold time

این روزها فقط و فقط کمی خستم،

تو صف ایستادم و صدای مهیب رعد و برق فضا را پر می کند. کمی آن طرف تر دختری جیغ می زند. انگا ترسیده، بعد از لحظه ای صدای خنده همان دختر، پیرمردی سرش را بالا می گیرد و نگاهی به تاریکی می اندازد.

جوانی چتر در دست کنار میله ها ایستاده گه گاه خم میشود و به پشت سر نگاه می کند و من سخنان دکتر دیدانی در باب فلسفه گوش میدهم.

چندین و چند اتوبوس از کنارم می گذرد. و من بیخال آن ها به سرنشینان آن نگاه می کنم. من نمی خاهم سوار بشوم. می خاهم بمانم. بمانم. زمان را برای خودم نگه دارم

بیا که فصل جوانی به کس وفا نکند / صفای عمر دو روز به آرزو گذرد

رسیده عمر به پایان در فراق اکنون /  بیا که لحظه مردن به روبرو گذرد

 

Footsteps of Spring

بیا
تا گل برافشانیم و
می در ساغر اندازیم
فلک را
سقف بشکافیم و
طرحی نو
دراندازیم
***
اگر غم
لشکر انگیزد
که خون عاشقان ریزد
من و ساقی
به هم تازیم و
بنیادش براندازیم
Photo By: maisam makaremi nia
tehran:11/12/91
FOOTSTEPS OF SPRING

FOOTSTEPS OF SPRING

For cousin, Amir Abbas

پسر عمو، امیر عباس، سلام. نمیدونم الان که داری اینو میخونی تو چند سالت شده و من چند سالم هست. تو کجایی و من کجای این جهان قرار داده شده ام

Amir Abbas Makaremi Nia

Amir Abbas Makaremi Nia

.
آرام خابیده بودی. نمیشد بهت دست زد، غر می زدی، وقتی داشتم ازت عکس میگرفت برایم ژست ها مختلفی گرفتی، انگار میدونستی دارم عکس میگیریم

.
امیر عباس، هیچ وقت آرزو نکن که  زود بزرگ بشی، چون وقتی بزرگ شدی، آرزو می کنی کاش همون بچه می موندی.

For myself alone

برای تهنایی خودم:
سلام تهنایی من، دوستت دارم. سکوتی در تو هست که من را عاشقانه به سوی تو میکشد. صدایی در سکوت تو هست که
ساعت ها باید نشست و شنید. تهنایی من، صدای زیبای تو همراه هست با صدای شهر شلوغ، که هیچ وقت چیزی نمیشنوی ولی صدایی هست.
تهنایی من، دوستت دارد

The bird

چند وقت هست دنیام شده این شعر، نگاهم رو تغییر داده، تمام عکسهایم حس و بوی این شعر رو گرفتن،  این چند خط چه بلایی داره بر سرم میاره. شعر نیست، نمی دانم چه نام ببرم بر این چند خط، الماس، طلا، گرانبها تر از این هاست برایم
.

سوگند بر چشمت که از تو

تا دم مرگ دل بر نمی گیرم

مرا مگذار و مگذر

بلله که غیر از جرم عاشق بودن ای دوست

بی جرم و تقصیرم مرا مگذار و مگذر