بعضی وقت ها حس هایی داری که می خایی به زبون ببیاری، یا در موردش بنویسی، یا با یکی صحبت کنی، اما هر کاری می کنی و با خودت کلنجار میری، نمیشه، نمیتونی حست رو بیان کنی. تنها این موقع ها موسیقی و شعر به کمکت میاد. شاید بارها و بارها موسیقی رو گوش بدی ولی باز دلت بخاد که دوباره گوش بدی تا روحت از موسیقی و شعر سیر بشه.
گاهی دوست داری، فقط قدم بزنی، فارغ از آن که به مقصد فکر کنی، اجازه بدهی که پاهایت و دلت تو را به پیش برنانند. گاهی قدم زدن با شعر زیر و صدای فرشاد جمالی حس هست که نمیتوانم بیان کنم
مرا با سوز جان بگذار و بگذر
اسیر و ناتوان بگذار و بگذر
چو شمعی سوختم از آتش عشق
مرا آتش به جان بگذار و بگذر
دلی چون لاله بی داغ غمت نیست
بر این دل هم نشان بگذار و بگذر
مرا بایک جهان اندوه جانسوز
تو ای نا مهربان بگذار و بگذر
دو چشمی را که مفتوح رخت بود
کنون گوهر فشان بگذار و بگذر
در افتادم به گرداب غم عشق
مرا در این میان بگذار و بگذر
حمید مصدق
.
.
.
.
.
آواز : حمیدرضا نوربخش آهنگ و تنظیم : گروه شمس (کیخسرو تهمورس و سهراب پورناظری) آلبوم : پنهان چو دل دستگاه : شور – دشتی
https://makaremi.maisam.ir/?attachment_id=116
آواز : فرشاد جمالی آهنگ و تنظیم : تهمورس پورناظری آلبوم : دیار مهر دستگاه : نوا
https://makaremi.maisam.ir/?attachment_id=117
آخرین دیدگاهها